ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
918
سفرنامه شاردن ( فارسى )
همهء مراتب علمى ما فرانسويان بالاتر است . و كسى داراى اين عنوان تواند شد كه داناى همهء علوم زمان خود باشد ، و بتخصيص در علم مذهب يگانه و سرآمد همگان باشد و بديهى است مخالفت با آراء و عقايد و احكام چنين شخصيّت شايسته و قدرمند نشان گستاخى و بىدينى است كه خطرها به دنبال دارد . و آشكار است كه آسان آسان كسى عنوان شامخ مجتهد را درنمىيابد ، و شايد ساليان بسيار بگذرد كه كسى بدان مقام عالى علمى و مذهبى نرسد ، و قرنى كه سه يا چهار مجتهد در آن ظهور كند بسى فرخنده و پر بركت است . درجهء اجتهاد عنوانى نيست كه كسى يا صاحب مقامى به شخصيّتى بدهد ، بلكه اين مردمانند كه وقتى كسى را در مقامات عالى علمى و كمال پاكيزگى و پارسايى و تزكيهء نفس و وقوف بر جزييات احكام مذهبى بيابند وى را بدين عنوان جليل و فخيم خطاب مىكنند . ايرانيان بر اين اعتقادند كه دانش مجتهد بايد بدان جا برسد كه گذشتن از آن در حدّ توان و انديشهء بشر نباشد ، طهارت نفس و پارسايى و پرهيزگاريش مورد تأييد همگان باشد ، و هيچ كس نتواند بر او خرده بگيرد . به سخن ديگر بر هفتاد و دو رشته دانش چنان مسلط باشد كه هيچ كس دعوى برابرى با او نكند و بر مسائل دينى چنان احاطه داشته باشد كه در جواب گفتن به هر چه از او بپرسند ، و به عبارت ديگر استفتاء كنند كاملا آماده و حاضر الذهن باشد . شاگرد بسيار داشته باشد ، و در درس گفتن چندان زبان گشاده و مسلّط باشد كه از حلّ هيچ مشكل علمى و مذهبى درنماند . مورد احترام همگان باشد ، و هيچ كس نتواند بر كمالات علمى و فضائل انسانى وى ايراد بگيرد . اين نكته نيز گفتنى است كه هيچ كس انديشه و سوداى بر شمردن هفتاد و دو رشته علم را ندارد ، و اين جمله ايست كه براى وصف و بيان مراتب دانش عالمان بزرگ به كار مىرود . و من در تمام مدتى كه در ايران به سر مىبردم دريافتم كه بيشتر مردم يك نفر را شايسته اين مقام جليل علمى و مذهبى مىدانستند امّا افرادى بودند كه با وى نظر موافق و مساعد نداشتند . از روى ديگر كسانى بودند كه به راه وى مىرفتند مگر به مقام او برسند . آنان افرادى موقّر ، آرام ، فروتن ، روشننگر ، خوشبيان و مهربان و روى هم رفته مطبوع و مورد تكريم بودند ، و وارسته و بيزار از تعلّقات دنيوى مىنمودند ، امّا مىكوشيدند كه به هر روى مورد تحسين و توجّه عامه قرار گيرند ، و اين خود نشان خويشتن پسندى است .